مفهوم:
نگهداری ریسک به بخشی از ریسک یا تعهد بیمهای گفته میشود که بیمهگر آن را نزد خود نگه میدارد و به اتکایی واگذار نمیکند. این مفهوم یکی از پایههای سیاست اتکایی و بیمهگری فنی است، زیرا هیچ بیمهگری معمولاً همه ریسک را واگذار یا همه آن را نگهداری نمیکند؛ بلکه میان نگهداری و انتقال، تعادل برقرار میکند. نگهداری ریسک نشان میدهد بیمهگر تا چه حد حاضر است از سرمایه و ذخایر خود برای پوشش خسارتهای احتمالی استفاده کند.
نگهداری میتواند بهصورت مبلغ ثابت یا درصدی از هر ریسک یا درصدی از پرتفو تعریف شود. انتخاب سطح نگهداری به توان مالی، ظرفیت پذیرش ریسک، کیفیت پرتفوی، اتکایی موجود، نوع رشته و نوسان خسارت بستگی دارد. نگهداری بیش از حد، بیمهگر را در معرض نوسان و خسارت بزرگ قرار میدهد؛ نگهداری بسیار کم نیز میتواند هزینه اتکایی را بالا ببرد و سودآوری را کاهش دهد.
انواع:
- نگهداری خطی یا نسبی: نگهداری درصدی از هر ریسک
- نگهداری مازاد: نگهداری تا یک سقف مشخص از سرمایه یا خسارت
- نگهداری لایهای: نگهداری میزان مشخص در لایههای مختلف خسارت
عوامل مؤثر بر نگهداری:
- سرمایه و توانگری: هرچه توان مالی بالاتر باشد، امکان نگهداری بیشتر است.
- نوسان خسارت: رشتههای پرنوسان معمولاً نگهداری پایینتری میطلبند.
- ظرفیت اتکایی: امکان واگذاری اتکایی مناسب، بر سطح نگهداری اثر میگذارد.
- تجربه خسارت: سابقه خسارت در رشته بیمهای، مبنای مهمی برای تعیین نگهداری است.
- نوع رشته بیمهای: برخی رشتهها ذاتاً پرریسکتر یا فاجعهپذیرترند.
- تمرکز پرتفوی: تمرکز بالا در یک نوع ریسک یا یک منطقه جغرافیایی معمولاً نیاز به نگهداری محتاطانهتر دارد.
- سیاست راهبردی شرکت: رویکرد شرکت به رشد، سودآوری و محافظهکاری در ریسکپذیری شرکت و میزان نگهداری، تعیینکننده است.
مزایا و معایب:
نگهداری بالاتر میتواند بازده بالقوه شرکت را افزایش دهد، زیرا سهم بیشتری از حق بیمه و نتیجه فنی نزد بیمهگر باقی میماند؛ با این حال، همزمان ریسک زیان و نوسان نتایج را نیز افزایش میدهد. در مقابل، نگهداری پایینتر ثبات بیشتری ایجاد میکند و فشار خسارت را کاهش میدهد، اما هزینه اتکایی را بالا میبرد و وابستگی به بازار اتکایی را بیشتر میکند. بنابراین، سطح بهینه نگهداری باید بر پایه تحلیل ریسک، توانگری مالی، ترکیب پرتفوی و سیاست اتکایی شرکت تعیین شود، نه صرفاً بر اساس عرف بازار یا رویههای گذشته.