انحصار و رقابت در صنعت بیمه | تأثیر بر نرخ و انتخاب بیمه‌گذار

نویسنده:

امیرعلی ریشه

تاریخ بروزرسانی :

1404-10-01

زمان مطالعه :

4 دقیقه

انحصار و رقابت در صنعت بیمه
اندازه فونت: 16px

در این مقاله قصد داریم به بررسی دو مفهوم مهم «انحصار» و «رقابت» و تأثیر آن‌ها بر صنعت بیمه بپردازیم؛ این‌که این دو پدیده چگونه باعث تغییر نرخ‌ها در بازار می‌شوند، چگونه می‌توان انحصار و رقابت را به شکلی سالم مدیریت کرد، بازار چه تأثیری بر این مفاهیم دارد و در نهایت چگونه می‌توان به تعادل میان انحصار و رقابت دست یافت.

پیش از ورود به بحث، لازم است اشاره شود که چارچوب این مقاله با پیش‌فرض آشنایی مخاطب با مبانی اقتصاد خرد و کلان نگارش شده است. با این حال تلاش شده مفاهیم تا حد امکان شفاف و قابل فهم توضیح داده شوند. با این وجود، به مخاطبان علاقه‌مند پیشنهاد می‌شود برای درک عمیق‌تر، مطالعه مبانی اقتصاد را نیز در نظر داشته باشند.

انحصار و رقابت چیست؟

یک بازار اقتصادی، مانند بازار بیمه، را در نظر بگیرید. بازار در اینجا به فضایی اطلاق می‌شود که خریدار و فروشنده (عرضه‌کننده) در آن به مبادله می‌پردازند. فرض کنید در این بازار تنها چند شرکت بزرگ عرضه‌کننده وجود داشته باشد و تعداد خریداران نیز ثابت بماند. در چنین شرایطی، این عرضه‌کنندگان بزرگ می‌توانند با نرخ‌گذاری متعادل، بازار را در وضعیت نرمال و نسبتاً سالم نگه دارند.

اما اگر یکی از این عرضه‌کنندگان قیمت خدمات یا محصولات خود را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد، چه اتفاقی می‌افتد؟ در چنین حالتی، خریدار ناچار به خرید از همان عرضه‌کننده است؛ چرا که گزینه جایگزین مؤثری در بازار وجود ندارد. حتی اگر عواملی مانند کاهش بودجه خریدار، افت تمایل به خرید یا تغییر کیفیت محصول مطرح باشند، باز هم این اجبار پابرجا خواهد بود. به این وضعیت «انحصار» گفته می‌شود.

به بیان ساده‌تر، انحصار یعنی وجود چند شرکت بزرگ که کنترل ماهیت و نرخ بازار را در دست دارند؛ شرکت‌هایی که می‌توانند عرضه را محدود کنند، قیمت‌ها را افزایش دهند یا حتی مشتریان را گزینش کنند.

در مقابل، «رقابت» زمانی معنا پیدا می‌کند که در کنار شرکت‌های بزرگ و پیش‌برنده بازار، شرکت‌های دیگری نیز حضور داشته باشند. این شرکت‌ها ممکن است سهم کمتری از بازار داشته باشند، اما با خلاقیت خود، تنوع قیمتی یا تنوع خدمات ایجاد می‌کنند و حق انتخاب بیشتری به مشتری می‌دهند. در بسیاری از موارد، رقابت باعث افزایش کیفیت خدمات نیز می‌شود.

در چنین بازاری، اگر یک شرکت قیمت خود را به‌طور غیرمنطقی افزایش دهد، مشتری به‌راحتی به سراغ گزینه‌های دیگر می‌رود و همین موضوع سایر شرکت‌ها را به بهبود کیفیت و کنترل قیمت ترغیب می‌کند.

تعادل بین انحصار و رقابت

حال که تعریفی نسبتاً روشن از انحصار و رقابت ارائه شد، پرسش اصلی این است که چه زمانی میان این دو پدیده تعادل برقرار می‌شود؟ پاسخ دقیق این پرسش در حوزه تخصصی اقتصاددانان است، اما به‌طور خلاصه می‌توان گفت زمانی که بازار باز و آزاد باشد، هر شرکت امکان رشد و توسعه برند خود را داشته باشد و این مشتری باشد که آزادانه انتخاب کند، تعادل میان انحصار و رقابت شکل می‌گیرد.

در مقابل، در شرایطی خاص این تعادل از بین می‌رود؛ برای مثال زمانی که یک محصول یا خدمت تازه وارد بازار شود و تنها یک یا دو شرکت امکان ارائه آن را داشته باشند، یا زمانی که دولت انحصار تولید یا عرضه یک محصول را به شرکت خاصی واگذار کند. در چنین وضعیتی، انحصار و رقابت از مسیر طبیعی خود خارج شده و کارکرد مثبت خود را از دست می‌دهند.

رقابت سالم در صنعت بیمه

اکنون به صنعت بیمه بازگردیم. رقابت سالم در این صنعت چگونه شکل می‌گیرد؟ یک بازار سالم زمانی به وجود می‌آید که تمام بازیگران آن نقش خود را به‌درستی ایفا کنند.
شرکت‌های بیمه به‌عنوان عرضه‌کنندگان باید کیفیت خدمات خود را تا سطح مطلوب مشتری ارتقا دهند. دولت یا نهاد ناظر و قانون‌گذار (Regulator) نیز باید نقش نظارتی خود را به شکلی مؤثر و دقیق انجام دهد. قوانین پیچیده و دست‌وپاگیر نه‌تنها کمکی به بازار نمی‌کنند، بلکه زمینه‌ساز فساد و دور زدن قانون می‌شوند.

از سوی دیگر، مشتری نیز باید با آگاهی و استراتژی مناسب، بهترین ترکیب قیمت و کیفیت را انتخاب کرده و اقدام به خرید بیمه‌نامه کند.

زمانی که تعداد شرکت‌های بیمه برای ارائه خدمات کافی باشد و بیمه‌گذار امکان مقایسه و انتخاب داشته باشد، می‌توان از وجود یک بازار باز و رقابتی سخن گفت. در این میان، نقش نهاد ناظر اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر نهاد ناظر، که در کشور ما بیمه مرکزی این نقش را ایفا می‌کند، بتواند بر نرخ‌گذاری، فرآیندها، توانگری مالی شرکت‌ها و عملکرد کلی بازار نظارت مؤثر داشته باشد، می‌تواند از شکل‌گیری انحصار بی‌رویه و رقابت ناسالم جلوگیری کند.

نتیجه‌گیری

با توجه به آنچه درباره رقابت و انحصار بیان شد، نمی‌توان گفت این دو پدیده ذاتاً مضر هستند. همانند بسیاری از مفاهیم دیگر، هر یک دو وجه دارند و می‌توانند آثار مثبت یا منفی ایجاد کنند. چاقو ابزاری است که برای سهولت در برش مواد اختراع شد، اما در عین حال می‌تواند کاربردهای مخرب نیز داشته باشد.

با اتخاذ رویکرد صحیح و انجام اقدامات به‌موقع، می‌توان از سوءاستفاده از انحصار یا رقابت جلوگیری کرد. اگر تمامی بازیگران چرخه اقتصاد بیمه وظایف خود را به‌درستی انجام دهند، این دو اهرم نه‌تنها مخرب نخواهند بود، بلکه به پویایی و سلامت بازار بیمه نیز کمک خواهند کرد.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب